تبليغاتX

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

عروسک

يه ماهي بود يه دريا ,يه آسمون زيبا...يه قايق شكسته,يه ماهيگير تنها.

يه ماهي گير كه دريا ,دنياي باورش بود...نياز صيد ماهي ,اميد آخرش بود.

يه ماهي كه حواسش, به آينه هاي نور بود...فكر شب عروسي, تو حجله بلور بود.

ماهي شده بود باورش,تورو اگه بندازن سرش.ميشه عروس ماهيا.

ماهي نمي شد باورش,تور اگه افتاد رو سرش... نگاه گرم ماهي ,ميشه نگاه آخرش.

ماهي لبش مي خنديد, به قحطي صداقت... به دشنه اي كه خورده,تو سفره رفاقت.

ماهي نفهميد جه كسي ,سينه خواستشو دريد...كدوم لب گرسنه اي, شيره بختشو كشيد.

ماهي هرگز نفهميد, تور بود بند صياد...نميشه عشق شيرين, براي قلب فرهاد..

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 23:0  توسط نی نی ناز  |